دیدبان روسیه: احمد وخشیته در روزنامه شرق نوشت: به نظر می‌رسد که بسیاری از کشورهای خاورمیانه دنیای چندقطبی را به جهانی تک‌قطبی ترجیح می‌دهند و اگر مشخصا به رفتار ترکیه، عربستان و امارات متمرکز شویم، آشکارا مشخص است که ذیل روابط گسترده با غرب، همکاری سازنده با روسیه را نیز دنبال می‌کنند و بدیهی است که در زمینه تقابل کاخ سفید و کرملین، این راهبرد موازنه مثبت سبب می‌شود که منافع حداکثری پیش‌روی هریک از این کشورها قرار بگیرد.

در‌واقع می‌توان گفت دوران ترامپ، تلنگری به این کشورها بود که همه تخم‌مرغ‌های خود را در یک سبد قرار ندهند؛ چرا‌که در این صورت امکان و فرصت‌های بیشتری در مواجهه با ریسک‌های احتمالی پیدا می‌کنند؛ بنابراین شاهد هستیم که چگونه این کشورها با حفظ تعادل، مزایای حداکثری را جست‌وجو می‌کنند: برای تهیه سلاح و تضمین امنیت با ایالات متحده همکاری استراتژیک دارند؛ از سرمایه‌گذاری‌های چین بهره‌ می‌برند و در حوزه انرژی و امنیت با روسیه نیز  همکاری می‌کنند.

پوشیده نیست که منازعه اوکراین و ایجاد دوقطبی میان روسیه و غرب، فرصت طلایی را برای این بازیگران خاورمیانه با مختصاتی که اشاره شد، پدید آورده است؛ برای مثال توجه داشته باشیم که در ماه جولای با میانجیگری ترکیه امکان صادرات غلات اوکراین مهیا شد یا ۲۱ و ۲۲ ماه سپتامبر بزرگ‌ترین تبادل زندانیان میان روسیه و اوکراین از آغاز کارزار تاکنون رخ داد که عربستان و امارت نیز در کنار ترکیه در سازمان‌دهی این مبادله نقش چشمگیری داشتند.

یا به سفر محمد بن زاید در هفته گذشته (۱۱ اکتبر) توجه داشته باشیم که در بحبوحه منازعه اوکراین تصمیم گرفت تا برای اولین بار در مقام حاکم امارات با رئیس‌جمهور روسیه ملاقات کند؛ یکی از ابعاد اهمیت این سفر از آن نظر است که بن زاید نخستین میهمان خارجی پوتین بود که پس از الحاق دونتسک، لوگانسک، خرسون و زاپاروژیا به روسیه آمد.

برای انگیزه سفر حاکم امارات به روسیه می‌توان به توییتی که پس از دیدار با پوتین نوشت، توجه کرد: «صلح و ثبات». در‌واقع ملاحظه می‌کنیم که از یک‌سو در‌حالی‌که مقامات کشورهای نزدیک به غرب به روسیه نمی‌آیند، بن‌ زاید در این شرایط به سن‌پترزبورگ سفر و بر اهمیت تلاش‌های دیپلماتیک برای حل بحران اوکراین تأکید کرد؛ آن‌هم درست ۱۳ روز پس از آنکه امارات به‌عنوان عضو غیر‌دائم شورای امنیت سازمان ملل به پیش‌نویس قطع‌نامه مجمع عمومی سازمان ملل در انتقاد از الحاق سرزمین‌های جدید به روسیه، برخلاف میل کرملین رأی مثبت داده بود.

بنابراین هنگامی که به موازنه مثبت در سیاست خارجی اشاره می‌شود، دقیقا تأکید بر همین الگوست که چگونه منافع ملی حداکثری را در سبد این کشورها قرار می‌دهد. همین رویکرد امارات را می‌توان در رأی‌گیری یکم مارس ۲۰۲۲ که در محکومیت روسیه برای آغاز منازعه اوکراین انجام شد، نیز دریافت. در‌واقع ملاحظه می‌کنیم که صرف‌نظر از نحوه رأی‌دادن امارات، این کشور موفق شده است که نه‌فقط نقش سازنده‌ای در حل‌و‌فصل بحران اوکراین پیدا کند‌ بلکه در کنار روابط استراتژیک با آمریکا، روابط خود با روسیه را نیز به میزان درخورتوجهی افزایش دهد؛ تا جایی که به گفته پاول زاروبین، خبرنگار کانال یک تلویزیون روسیه، پوتین هنگام بدرقه، به دلیل سرما کت خود را به حاکم امارات تقدیم کرد. دوربین‌ها نیز نشان دادند که بن‌ زاید در‌حالی‌که کت رئیس‌جمهور روسیه بر دوش او بود تا مبادا سرما بخورد، با مشایعت پوتین سوار ماشین شد.

از سوی دیگر توجه داشته باشیم که امسال ترکیه، مصر و امارات به محبوب‌ترین کشورها برای توریست‌های روس تبدیل شدند و هجوم میلیون‌ها گردشگر روس که با محدودیت جدی برای سفر به اروپا مواجه بودند، درآمد میلیاردی را برای بودجه این کشورها تضمین کرد؛ علاوه‌‌بر‌این آمارها نشان می‌دهد که بیش از چهار‌هزار شرکت روسی نیز در امارات ثبت شد.

در پایان اشاره به این نکته نیز ضروری است که یقینا کشورهایی مثل ترکیه، امارات و عربستان با وجود آنکه از میل خود برای آتش‌بس در اوکراین سخن می‌گویند و رفتارهای عمل‌گرایانه‌ای نیز درخصوص صادرات غلات یا تبادل زندانیان داشته‌اند‌ اما واقعیت این است که هیچ اهرم فشاری برای اینکه بتوانند روسیه، اوکراین و غرب را پای میز مذاکره بکشانند، ندارند و حتما به‌خوبی بر این موضوع آگاه هستند‌ اما تلاش دارند که از یک‌سو نقش فعالی در نظام بین‌الملل برای خود تعریف کنند و از طرفی با تأکید بر سیاست بی‌طرفی، بیشترین قدرت چانه‌زنی برای کسب منافع حداکثری با هریک از طرفین را تعریف کنند.

 

نویسنده: احمد وخشیته، استاد دانشگاه دوستی ملل روسیه

منبع: ستون در حوالی میدان سرخ، روزنامه شرق