دیدبان روسیه: احمد وخشیته در روزنامه سازندگی نوشت: انگار یک قاعده همیشگی وجود دارد: پس از هر دیدار مقامات عالی‌رتبه جمهوری اسلامی با رئیس‌جمهور روسیه، تحلیل‌های اغراق‌آمیزی ظهور می‌کند؛ امری که خواستگاه آن را می‌توان در نگاه تقابلی جمهوری‌اسلامی به غرب و مطلق‌گرایانه به شرق جستجو کرد که افراط و تفریط‌های تحلیلگران غرب‌گرا و شرق‌گرا را به دنبال دارد. با این مقدمه در تحلیل سفر پوتین به به نظر می‌رسد می‌توان به چند ملاحظه توجه داشت:

نخست: فرمت مذاکرات روند آستانه بین سران روسیه، ترکیه و ایران نخستین بار در ۲۲ نوامبر ۲۰۱۷ در سوچی انجام شد؛ گفته می‌شود مقدمات آن در دیدار پوتین و روحانی در اول نوامبر شکل گرفته است. پس از آن رئیس‌جمهور روسیه ۱۳ نوامبر با اردوغان و ۲۰ نوامبر با بشار اسد در سوچی دیدار کرد و در این میان با ترامپ آمریکا و همچنین پادشاه عربستان تلفنی گفتگو کرد؛ مذاکراتی که به نشست ۲۲ نوامبر ۲۰۱۷ با هدف حل و فصل بحران سوریه در سوچی ختم شد که از آن به مذاکرات موسوم به آستانه یاد می‌شود.

سپس این مذاکرات به طور گردشی برگزار شد: آوریل ۲۰۱۸ آنکارا؛ سپتامبر ۲۰۱۸ تهران؛ فوریه ۲۰۱۹ سوچی؛ سپتامبر ۲۰۱۹ آنکارا؛ جولای ۲۰۲۰ آنلاین (به دلیل کرونا) و اینبار ۱۹ ژوئیه ۲۰۲۲ تهران. پس این موضوع آشکار است: دلیل سفر پوتین به تهران حضور در مذاکرات سران روند آستانه بود که مطابق نوبت باید در تهران برگزار می‌شد و نباید مبتنی بر هیجانات روس‌گرایانه و یا ضد روس آن را اغراق‌آمیز تحلیل کنیم.

دوم: رئیس‌جمهور روسیه هیچ‌گاه سفر رسمی و یا حتی کاری دوجانبه به ایران نداشته است و همیشه در فرمت دیپلماتیک سفر کاری چندجانبه وارد تهران شده است که در حاشیه آن با آيت‌الله خامنه‌ای و رئیس‌جمهور ایران نیز دیدار کرده است؛ نشست‌های دوره‌ای که در آن تاریخ نوبت تهران بوده است. ۲۰۰۷ نشست سران کشورهای حاشیه خزر؛ ۲۰۱۵ نشست سران کشورهای صادرکننده گاز؛ ۲۰۱۷ نشست سران روسیه، آذربایجان و ایران؛ ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲ نیز در فرمت نشست سران مذاکرات روند آستانه.

بنابراین رئیس‌جمهور روسیه هیچ‌گاه در پاسخ سفر دوجانبه رسمی خاتمی در سال ۲۰۰۱ و روحانی در سال ۲۰۱۷ به روسیه، سفر رسمی به تهران نداشته است؛ این در حالی است که پاییز ۲۰۱۹ در پاسخ به سفر رسمی پادشاه عربستان که همزمان با تولد پوتین در سال ۲۰۱۸ به مسکو آمده بود به ریاض سفر کرد. یا از سویی می‌توان به سفرهای کاری متعدد دوجانبه پوتین به ترکیه و یا اسرائیل توجه داشت.

سوم: اگرچه علت سفر رئیسی به روسیه با اغراق دولت و رسانه‌های اصولگرا همراه بود، اما آنچه رسانه‌های روسیه عنوان کردند و مشخصا پوتین نیز در بخش ابتدایی گفتگو اشاره کرده، موضوع برجام بود. اینبار نیز پوتین در تهران بر ضرورت احیای برجام تاکید کرد؛ موضوعی که شرق‌گراها از بیان آن خودداری و غرب‌گراها نیز روسیه را متهم به شکننده شدن برجام می‌کنند.

چهارم: سرگیجه‌ای جدی در تبیین روابط با مسکو وجود دارد؛ غرب گراها دچار تاریک نمایی هستند و شرلوک هولمز گونه بدیهیات را پیچیده تحلیل می‌کنند و روسیه را غیرقابل اعتماد می‌خوانند و شرق‌گراها چنان سخن می‌گویند که گویی منافع ملی ایران برای کرملین نشینان بر منافع ملی روسیه ارجحیت دارد و سرخوش در از روابط استراتژیک می‌زنند.

آنچه مشخص است آش نه به آن بی‌نمکی است و نه به این شوری؛ ظهور بحران‌هایی در نظم منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای همکاری‌های تاکتیکی میان ایران و روسیه را پدید آورده است، اما رویکرد مطلق‌گرایانه ایران در نگاه به شرق در مقابل سیاست‌خارجی چندبردار روسیه سبب شده تا این همکاری‌های تاکتیکی نتوانند به سوی استراتژیک گذار کند.

گفتگوی تلفنی پوتین و بن‌سلمان‌ [دو روز پس از بازگشت پوتین از تهران] یک مثال ساده از سیاست‌خارجی چندبردار و واقعگرایانه روسیه در موازنه قدرت خاورمیانه است. افزایش قدرت چانه‌زنی برای کسب منافع ملی حداکثری با دیپلماسی موازی با تمام طرف‌ها محقق می‌شود؛ نه چیدن همه تخم‌مرغ‌ها در یک سبد!

پنجم: همکاری با روسیه به عنوان یک قدرت فرامنطقه‌ای در موازنه قدرت خاورمیانه و کشوری عضو شورای امنیت حتما می‌تواند در راستای منافع ملی ایران تعریف شود و باید از گسترش آن استقبال کرد؛ اما این رویکرد زمانی ارزشمند است که همزمان با دیگر قدرت‌های فرامنطقه‌ای نیز مبتنی بر موازنه مثبت روابطی سازنده دنبال شود.

نویسنده: احمد وخشیته، استاد دانشگاه دوستی ملل روسیه

منبع: روزنامه سازندگی

 

بیشتر بخوانید:

روسیه و ترکیه منافع مشترک در مواضع متضاد

آخرین اخبار و رویدادهای روسیه را در سایت دیدبان روسیه بخوانید!